از بود و نبودای دلم واست یه قصه دارم

مرگ برمن . مرگ بر این همه دیوانگیم . مرگ بر مستی و مرگ بر ، زندگیم  . من چطور از غم چشمان تو غافل ماندم . از کجا اینهمه دلسنگی من آمده است . من مگر کور و پریشان ز تو پنهان بودم . این همه عشق و نگاه و اشک ... آه بر من . که چطور اینهمه زیبایی و من ، جاماندم . از تو ماندم ، از خودم ، از عشق ، از همه خوبیها . از همه جاماندم . طعم شیرین تمام لحظه ها با من بود ، من چقدر خار و ضعیف ، جاماندم . دست تو با من بود . راه هموار و هوا سرخوش و مستانه ز ما . پس چرا در تپش ثانیه ها جاماندم . آه از این همه تکرارِ ندامت خسته ام ، من از این تکرارهای بی عدالت خسته ام .لاجرم تقدیر من این بوده است . سرنوشتم با دلم بد بوده است .

""""" مرگ بر من که تو را نشناختم .......... مرگ بر من که من از تو باختم """"" 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 12:53  توسط ----؟ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مي توان هميشه عاشق بود ...

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1393
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
مرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مرداد 1389
آرشيو
آرشیو موضوعی
بیا امشب
رویای شب
تورو دست خودش دادم
فاصله
حضور دست تو
بی تو تنهام
تا حالا خدا رو سرچ کردی؟
مرگ بر من
مجنون بی لیلا
تلفیق شعر من و ناز نگاه تو
گمت کردم
رقابت
عقل و دل
با من مدارا کن
میرم تا که از نو شم
خدایا
خسته ام درک کنید
چشات ...
دلتنگتم
واژه های غلط
لحظه ها
مرا کافیست
خودم از خودم خالی ترم
دل
دل سنگ
عاشق بمان
من رفتنی ام
دنیای ما اندازه ی هم نیست
یه 10 تا بیشتری از من
شب پرواز من
منو ببخش
احساست رو بنویس
به تو مدیونم
تو دیگه مال من نیستی
از اون روزی که قلبم مال هیچکس نیست
نقاش خاطره ها
تو نباید ...
تاحالا از خدا تلنگر خوردی ؟
اسیر حرفهای شعرم نباش
برای من
دل
می نویسم
این ثانیه ها
نوشتن "تو" می خواهد
تویی تنهاتریین تنها و من
تو کجایی بانو
تقاص عاشقی
کجای زندگیت هستم
گاهی نهایت میشوی
ذکر تنهایی
تفاوت می کند باشی
دورغ است دروغ
چه بگویم ای دوست
آخر قصه ی ما
هشیار باش
تنها نشوم
تو نهانی
قطره بارانم
عشقم کشیده قافیه ها را رها کنم
وقتی دگر رسید
ماه من باش و بتاب
با تو همصداشدن
نیمه ی گمشده ی من
چتر و باران
یا فاطمه
تنهایی
امشب...
مسافر
شايد امروز بيايي شايد
سجده ي بيد
رستاخيز
بنويس
كشور بي عشق ، تايلند
آيد آن روز
نقاب
بي عنوان 1
نفسم نزديك است
تقديم به زيباترين حجاب
شكست نياز
قرباني
نارفيق
آقام،شفاعتم كن
زندگي
بي عنوان 2
اي كاش مي خواندي
آرزو
اس ام اس ...
خواب و بيدار
خو كن بتنهايي
يلدا
من و اتاق دلتنگيم
مي آيي ... اما
تو بودي و من
مي توان هميشه عاشق بود
نثر يك خيانت تلخ
تكرار زندگي
روزي مي آيي ...
جرم عشق
خدا حافظ
بگذر ز من
چه نويسم كه همه تكراريست
بگشاي در
بگو دروغ تا كجا
تاج تنهايي من
مرگ من
پس تو كي مي آيي
دلم و غمت
نيايش
خدا در گلو شكست
شمع و پروانه
ما و مهتاب
اولين ديدار
بمان با من
سالروز آشنایی من با تو
تنهایی
سیب
آواره
افق
قافیه
مرا از ياد خواهي برد ، مي دانم
به تو تبریک می گم ...
نفرین
کودک غزه
کاش ...
شقایق مرد
عید 1388
خواب
قفس
جام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM